راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

ترجمه کلمات

  بیانات جدید رامیلا خانم :     طبق روال گذشته به مامان ساناز میگه : ناناز ، مانی، مامی . به بابا اتابک میگه : اتا ، بابا ، بابایی . به بابا بزرگش ( پدر مامان ) میگه : بابا منو ، بابایی . به مادر بزرگش ( مادر مامان ) میگه : آنا ، مامانی . به دایی آرش میگه : آلش ، دایییییی . به دایی تایماز میگه : تامی ، دایییییی . به تمام عموهاش هم میگه : عمو به غیر از یکیشون که بهش میگه : بابی ( اسمش بابک ) . به زن عمو لیلا : لییییلا . به مادر بزرگش ( مادر پدر ) میگه : مامانا . به آیناز دختر عموش میگه : آیناس . به علی پسر عموش میگه : علی . ...
16 آبان 1390

دخترک شگفت انگیز

شیرین زبونی های دخترکم   به دستهامو بشور میگه : دست ایشور . به هواپیما میگه : پیما . به عمو مهران میگه : عمو میران . به باز کردن وسیله یا درب هر چیزی رو که میخوادباز کنه میگه : باز شه .   کارهای بامزه دخملکم   توی حیاط یا خیابون تا گربه می بینه بدو دنبالش ( یعنی گربه بدو رامیلا بدو ) خلاصه گربه ها از دست رامیلا آسایش ندارن . صدای هر چیز جدید یا صدای هواپیما هم می شنوه می پرسه ناناز چیه . وقتی کسی هم خیلی صداش کنه بهش بر می گرده میگه مگه آزار داری ، چته چته . وقتی هم بهش می گیم این حرفو بگو یا اون کلمه رو تکرار کنه لجباز...
7 آبان 1390

کلمات بامزه

  راميلا يك سري از حرفهاي جالب مي زنه كه لازم دونستم اين حرفاش هم بنويسم تا وقتي بزرگ شد ببينه و بخونه كه كلمات رو چطور ادا مي كرد . براي مثال راميلا خانم به : مامان ساناز ميگه : مامان ناناز بابا اتابك ميگه : بابا اتا مادر مامان ميگه : آنا پدر مامان ميگه : بابايي مامان پدر ميگه : مامانا   دايي آرش ميگه : دايي آري   دايي تايماز ميگه : دايي تامي   عمو مهران میگه :  عمو   زن عمو لیلا میگه : لییلا عمو رامیار میگه : لاملار زن عمو مهرنوش میگه : كاله دختر عمو آیناز میگه : آیناس پسر عمو علي ميگه : علي عمو...
12 مهر 1390
1